رویای یک نویسنده |
تقدیم به پدران زحمتکش جهان
پدرم دست هایش خالیترست
سفره اش خالی بچه هایش
به کور سوی امید چشم دارند
تکه نانی میجویند
لقمه ای نان برایشانکافی ست
اه پینه های دستش برسفره باقی ست
از کتاب در گیسوی تو
اثر:یوسف قلیچ پور
این روزها لحظه به لحظه از تو خالی میشوم
مرا چه میشودچرا هی نابود می شوم در خودم
نمیدانم چرا در رویاهایم گم شدی
از تو انتظار دیگری داشتم
لاقل تو مرا تنها مگذار
من به بهار محتاجم
|
|
BLOGFA.COM |
|