به وبلاگ اشک رویا خوش آمدید
رویای یک نویسنده
 

بالهایت را کجا گذاشتی؟؟!

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 20:48 توسط یوسف قلیچ پور  | 
درباره وبلاگ

نام:یوسف قلیچ پور(رئوف)

وَ إِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ

بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُــوا الـــذِّكْرَ

وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا

ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ

من در سال 1342در خانواده اي كه رزق خود را با عرق جبين كارگري بدست مي آورد، گريان چشم به جهان گشودم .با ديدن برج رو به فلك كشيده قابوس آرزوي پرواز در دلم را به بلنداي آسمان داشتم. از شير پاك مادرم و با دسترنج پدرم در سن هفت سالگي پاي به مكتب گذاردم و در دوم ابتدايي به علت بيماري كه دچارش شدم از مدرسه رفتن باز ماندم.پس از گذشت يك سال با اراده اي قوي به درس خواندن ادامه دادم. اما گويي اينكه حوادث در كمين باشند در دوم راهنمايي بر اثر تصادف با تخت بيمارستان آشنا گشتم.به نظرم افكار و آرزوهاي جوانيم كمي متفاوت از همسالانم بود. نوشتن و سرودن و بجاي ماندن را دوست داشتم. هر چند بي برنامه مي نوشتم و پاره مي كردم و جرإت اينكه به كسي نشان دهم را نداشتم . وقفه اي در امر تحصيل درس پيش آمد . و بر حسب رسم زمانه براي آموختن علوم ديني و قرآني راه به حوزه يافتم و كمتر از يك سال سعادت حفظ قرآن كريم را يافتم . به هر حال روزگار سپري مي گشت كه اولين نوشته خود را در ماهنامه سلام بچه ها فرستادم كه با ديد منفي مسئولان ماهنامه به چاپ نرسيد . دومين نوشته را از از شبكه راديوئي جوان موج fm برنامه شبهاي سپيده توسط مجري برنامه آقاي دوستي خوانده شد و نيز در برنامه ضيافت اميد توسط مجري برنامه قطعه اي به نام دنياي يك نابينا خوانده شد و مرا برنده مسابقه اعلام كردند.ولي هديه شان به دستم نرسيد. و نيز در ماهنامه صحرا به چاپ رسيد . هميشه آرزوي تحصيل داشتم.
در سال 1380 عازم شيراز شدم و در انتشارات قلم مفيد مشغول به كار شدم.
در سال 1383 كتابهاي در گيسوي تو- عروس باهم به چاپ رسيد. و اشك لحظه ها در چهار جلد نامهاي اشك رؤيا ، اشك يك نويسنده و جدائي و كتاب افسانه در يك جلد و دايره المعارف رئوف در هفت جلد كه در آينده اي نه چندان دور به چاپ خواهد رسيد.


منوی اصلی
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
پیوندهای روزانه
Mitra
زندگی
نوشته های من
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی ۱۴۰۳
بهمن ۱۴۰۰
اردیبهشت ۱۳۹۹
خرداد ۱۳۹۸
فروردین ۱۳۹۷
شهریور ۱۳۹۶
مرداد ۱۳۹۶
اردیبهشت ۱۳۹۶
اسفند ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۴
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
آرشيو
آرشیو موضوعی
قطعه های ادبی
داستان های کوتاه
طنز های ادبی
روانشناسی تحصیل
معرفی کتاب ها و فروش کتاب های نویسنده
پیوندها
rozhii
داستان و حكايت
نگاشته های من
ترکمن*-قیز(گزل)
خاطرات ترک خورده(مرضیه)
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شماره 2 گنبدکاووس
من یک گنبدی هستم یک ترکمن
وبلاگ آیـرا
× اشک ×
چشمان بارانی
secret nightعشقی از نوع یکرنگی
آلاچیق
یک ارتباط گمشده ی  پاک (غزل)
یک ارتباط گمشده ی پاک(غزل)
دو هم قفس عاشق(سما)
اسمان ابی مهدیه پوریادگار خبرنگار واحد مركزي خبر
دختری هستم 21 ساله توسط صدف
بغض شکسته  (توسط پاييز)
!زنی با انگشتر فیروزه(توسطميترا)
توسط پاییز
توسط باران
عاشقانه
ویدا محسنی دختر جوان
روانشناسی تحصیل
بی رویا ترین رویای دنیا
ستاره عاشق
آرزو
همیشه آسمان ابری نیست
پاییز ابی
معشوقه ی من
66.69
ترکمن
باران
ترکمن گوگ گوزلی بهارم
زیباترین گلها(سهیلا)
خواهش نادانی انسان نکن
همراز
تا نگاه میکنی وقت رفتن است
تنهایی(رژین)
فرشته ات خواهم ماند
سرنوشت
همنفس
نوشته های من..توسط nasim
سرآغاز دردناک یک خداحافظی توسط باران
حرف های دلم اگه بگم دلم میترکه
بچه های سوم تجربی2 zahra jahdi
...بغض باران...توسط بغض باران
نگین عشق توسط ایلار
نوای من...وسط نوا
اتاف دلتنگی های من توسط نفس
سلول بی مرز من توسط الی|
صدای پای باروون توسط
روان شناسی psychology توسط ابراهیم حاجیلری
همراه تنهاییم
سایه بون سکوت نويسنده ساینا
baran
دوسط دکتر حسینی
توسط شهرام عارف
توسط نسیم پریشان
توسط ثریا (قاصدک)
توسط کانون شعر و ادب
دلنوشته های سه دختر شیطون
نوشته شده توسط پاییز
توسط شهرام
تک ستاره توسط فرانک
 
  BLOGFA.COM